الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

101

الغدير ( فارسى )

3 - 1 - بلاذرى از قول ابو حاده نقل مىكند كه على ، رضى اللّه عنه ، بر بالاى منبر سخن مىراند و من مىشنيدم . چون از عثمان ياد كرد ، چنين گفت : قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست ، من نه او را كشتم و نه در كشتنش كمك كردم ، و نه از آن ناراحت شدم . « 1 » 4 - 1 - ابن سعد از زبان عمّار ياسر مىگويد : على را به هنگام كشته شدن عثمان بر منبر پيامبر خدا ديدم كه مىگفت : از كشته شدنش نه خوشم آمد و نه بدم آمد ؛ نه دستور قتلش را دادم و نه از آن منع نمودم . « 2 » كعب بن جعيل شاعر طرفدار جبههء شام در ابيات زير اشاره به همين نظريه و فرمايش امام دارد : - كسى كه بخواهد على را مورد بازخواست قرار دهد ، حرفى جز اين نمىتواند زد كه او فتنه‌گران و حادثه آفرينان قتل عثمان را در برگرفته و به صفوف خويش پيوسته است . - و امروز آن گناهكاران را برترى بخشيده و كيفر كسانى را كه عثمان را كشته‌اند ، فرو گذاشته است . اگر از او دربارهء قتل عثمان بپرسند ، حرف شبهه‌ناكى به زبان خواهد آورد و جوابى مبهم و گنگ به سؤال‌كنندگان خواهد داد . - و خواهد گفت كه نه راضى است و نه خشمگين ، و نه از آن برحذر داشته و نه دستورش را داده است . - و نه بدش آمده و نه خوشش آمده است ، لكن در حقيقت نمىتواند او جزء يكى از آنان نباشد . « 3 » ابن ابى الحديد پس از ذكر ابيات فوق مىگويد : اين اشعار را هنگامى سرود كه سخنان بسيارى از امير المؤمنين دربارهء عثمان به مردم شام رسيده بود همه به همين مضمون و معنا ، مانند اينها : قتل عثمان نه مرا خوشحال كرد و نه ناراحت . از او پرسيدند ، از كشتنش راضى بودى ؟ جواب داد : راضى نبودم . پرسيدند : از كشته شدنش خشمگين شدى ؟

--> ( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 98 . ( 2 ) . همان : 5 / 101 . ( 3 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم 63 ؛ العقد الفريد : 2 / 267 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 158 .